اندک سوادی که دارم

اندک سوادی که دارم

دردهایی که اززندگی میکشیم گاهی هم لذت!
اندک سوادی که دارم

اندک سوادی که دارم

دردهایی که اززندگی میکشیم گاهی هم لذت!

خشم کوچه ها نوشته امروزم درانجمن شعرپارسی

زچشمه زلال چشم غم خلیده اش

تراوش مدام انتظارجانگدازرا

چشیده ام

زنازوخنده ونگاه کودک لمیده دربرش

نشانه نیازنوگیاه ترد را

به گرمی ونوازش

همیشه دلشین باغبان چاره ساز

دیده ام

دریغ وسالهاست

که باغبان نوگیاه ناشکفته را

حصین حصارهای کرکسان زندگی ستیز

به جرم نابرابری کشی به برگرفته اند

کجاست خشم رهگشای کوچه ها؟

که این تبارناخجسته قرون دور

گه عروج میر وآدمی به کهکشان

به ضرب تیغ وتازیانه شان

رواج قصه های کهنه راز سر گرفته اند

کجاست خشم نوگرای کوچه ها؟

 

دوستان گرامی مدتیه که به شدت سرعت بازشدن سایت اومده پایین اگرکارنمیخونم ونظرنمیدم دلیلش بازنشدن تالارهاست نمیدونم ازروزی که اینجاآب گرفت نت هم سرعتش آب رفت.بحرحال بسیارشرمنده ام امیدوارم بزودی بتونم همانند قبل کارها رو بخونم.

سپاس.

کلکسیون رو با املایی غلط نوشتم

دوست ندارم چیزی روتوش کنم دوستان میدانند برای همین میتوانید ازطرزنگارشم به عمق فاجعه ورنجی که هنرمندان شهرستانی میکشند پی ببرید.موسسات امثال چشم اندازفردا یا....زالویی برای اشامیدن خون کودکانمان هستند تف به اون پولی که بخواد ازراه نادرست بدست بیاد خیلیها به نوایی رسیدند اما نوا رادربی نوایی میتوان جست.

سرزمینم درخاکستراست

اینروزها حال خوبی ندارم

سرخورده ازهرچه بودم ونیستم

دلگیرازآدمکهای هراسان

که فقط غم نان دارند

افسرده ازآزاری که برشقیقه ام

ضربه های سهمگین میزند

ازانهایی که اول خودشان هستند

بعدباد به پرچم-شهرام شکوهی-

من چه کردم قانون رازیرپایم له نکردم

کاش میکردم

سرزمینم آتش زیرخاکسترکه نه

خودخاکستراست برای فرزندم هیچ نمیماند جزرنجی که بر دوش میکشم

شما بگو چرا باید زنده بمانم؟


دیشب جناب شهرام شکوهی با عینک مدل یکی ازخواننده های اونوری البته غربی که به کلوکسیون عینک مشهوره تو شبکه سه برای روزنیروی دریای خوند آقای پاچه خوارمگه تو نرفتی اونور تست صدا ندادی؟مگه مخالف سیاستهای ارشاد نبودی چرامثل من نمیسوزی ونمیسازی وسکوت اختیار نمیکنی.عشق شهرت همه شما رو گرفته .ازدیدن برنامه نیمه شب که تمام بروبچه های چلچراغ ازاقای ضابطیان تا نیلوفرلاریپورعزیزو...دراون نقش داشتند لذت میبرم ازباران کوثری وحرفهایش خسته نمیشوم چون خودش است بی پیرایه ازحامدبهدادوتعریفش ازخود وبی پیرایه بودنش یاد میگیرم.حالا اقایان محترم غیرازمازیارفلاحی وبرخی که میدانم خودرانفروختند چاوشی که اصلا خواننده نیست رضا یزدانی که هنوزدرموسیقی مانده درسینما قدم میزند وباقی این اسکولها بی تعارف خواهش میکنم یا بروند مثل شادمهر کارشان درست شود که بادزدی اهنگهای یونانی امورات میگذراند یا اینکه مثل سلطان صدای ایران عارف بدلیل اعتراض ساکت بمانند ازاردادن گوشها آقای شکوهی با تحریرهای صدتا یه غازی که فقط درتمرین اوازاجرا میشود امکان دارد شهرت به همراه داشته باشد ولی بدانید روح امثال استاد بیات استاد عبدی یمینی و.....حتی ناصرعزیزم سالها به تمامی بودنتان درود میفرستند انهم ازنوع مخالف.چی بگم مارکت موسیقی بقول گیلکها گاو دکفته بازار شده ترجیح میدم سکوت وازصدای سکوت لذت ببرم تا چهره کثیف برخی رو ببینم.شرمنده من رک حرف میزنم برای گفته هایم هم دلیل دارم ازاساتید بپرسید کدامیک را قبول دارند من دست انها را میبوسم میدانید حامی وقتش را با عکاسی میگذراند مهدی یغمایی البومش چگونه فروش رفت ازمهدی مقدم خبری دارید ؟جرات داشته باشید مثل خشایار اعتمادی دست کوچکترها رابگیرید بخدا من خجالت میکشم وقتی هنرجوی 11ساله ام شوپن میزند ومن با این سن هنوزمانده ام چرا مچ دستم خرد شد که نتوانم بهترباشم؟

تا آخرفروردین

 

بیست وششم ف

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد    در خرابات بگویید که هشیار کجاست؟

ساعت 10 ازخواب بیدارشدم فرشید دستگاه رو گرفت ومنم خونه کارهامو انجام دادم قرار بود 2 بیان دنبالمون اما 5 اومدن

وقتی رسیدیم دیدیم همه منتظر ما بودند غرمیزدن اما تقصیر خودشون بود که دیر اومدن  بحرحال عروسی خوبی بود همه غیر از پیرها میرقصیدن ولی اخرش بابت دیر رسیدن یه کم با صاحب مجلس سر حساب کتاب بحث کردم آخه میگفت شما دیرکردید بحرحال برگشتیم خونه من با حمید آژانسی تا ساعت 10.30 بیرون بودم بعدش هم رفتم پیش محمد بیژن اونجا بود همون دوست فرهیخته ای که میدونی بارها برات گفتم تا 11.30صحبت هنرو شعر بود مثل همیشه که بیژن رو میبینم بعد هم اومدم خونه با فرشید تا 2.30بیدار بودیم کتاب خوندم یه کمی هم باهاش تمرین کردم چند تا اهنگ عید امسال رو که لااقل کارهامون جدید باشه الان هم میخوام بخوابم فردا باید منتظر تلفن تو باشم میبو سمت دوست دارم میبوسمت/

 

27فروردین

دل ودینم شد ودلبر به ملامت برخاست    گفت با ما منشین کزتو سلامت برخاست

صبح ساعت 11 بیدارشدم منتظرتلفن تو بودم ایکاش خونه ماتلفن داشت که مجبورنمیشدم خونه فرزاد اینا بمونم.وقتی گفتی میخوای بیای خونه منم ازخدا میخواستم ولی حالمو گرفتی بهت نگفتم ولی اومدی فهمیدی که پکربودم بدترشدم.بعدازرفتنت

حمید اومد بافرزادخونه پیشم یه چند دقیقه نشستیم وحرف زدیم ومنو فرزاد رو تا پارک رسوند.بعدش هم رفتیم سرهمون میزی که منو تو همیشه بستنی میخوریم .برگشتیم خونه فرشید بیداربود باهاش رفتیم خونه فرزاد سعید هم اومد تا2شب ورق بازیکردیم.

الان هم معین داره میخونه طبق معمول روی تخت دارم مینویسم شادی با اینکه امروز دیدمت ولی بازدوست داشتم پیشم بودی

خیلی اعصابم خورده میخوام بخوابم.دوست دارم.

 

28 فروردین

ندای عشق تو دیشب دراندرون دادند    فضای سینه حافظ هنوزپرازصداست

بازهم 11 بیدارشدم اومدم خونه رضا اومده بود با فرزاد رفتیم دنبال کارهای برنامه پنجشنبه سینما فرهنگیان یه سر هم تلویزیون رفتیم وبعد برگشتم بارضا تا ازش نوارها رو بگیرم بعدش هم مثل همیشه رفتم باشگاه وبعدش پارک دیدم مادرپارک منتظرمن واستاده بعد هم بافرشیدورضا ومادررفتیم تا نوارفروشی چون باید سنفونی های بتهون رو میگرفتم.الان هم اومدیم خونه روی میزکارم دارم مینویسم.کم حوصله ام حواسم به انالیزموسیقی برنامه ست میدونی برای اولین بارتوایران داریم موسیقی زنده با شعبده میبریم رو سن یه مقدار کیبوردها هم بما گیر دادن میگن مجهزه نمیدونم فعلا شب بخیر ببخش خیلی کاردارم.میبوسمت عزیزم.

29فروردین

من همان دم که وضو ساختم ازچشمه ی عشق   چارتکبیرزدم یکسره برهرچه که هست

امروزاولین کاری که کردم رفتم دبیرستان برای برگه معرفی خدمت گرفتم وبرگشتم خونه ساعت 6 عصر رفتم بیرون فرزادوسعید هم همراهم بودند.حمید اومد تا خیابون سعدی رفتیم وازاونجا منو رسوند پارک تا 9موندم چند سانس رفتم بالای سن.بگذریم بازهم کاردارم میکنم توی اطاقم درازکشیدم منتظرم که خوابم ببره ساعت هم 3.5شبه نوارها هم پشت هم دارم تکثیر میکنم.رفتم به کارهام برسم .دوست دارم شادی زندگی من.

 

30فروردین

مقام عیش میسر نمیشود بی رنج     بلی به حکم بلا بسته اند عهدالست

9صبح بیدارشدم که نوارها رو برای ظبط بذارم دوباره گرفتم خوابیدم 10.5بیدارشدم بازهم مشغولنوارها بودم که تو تلفن کردی راستش خیلی غیرمنتظره بود انتظار نداشتم .اومدم خونه خودمون بعد نهاریک کم اطاقموتمیزکردم ودیرم شد سریع ساک رو برداشتم رفتم باشگاه تا 6.5 تمرین بودم یه ضرب دیدگی هم برام پیش اومد که زیاد جدی نبودموقع اجرای فن زیر حریف موندم بی انصاف با ارنج اومد رو من.بچه ها اومدن دنبالم باشگاه تا بریم یه باشگاه بدن سازی محمد ذات پرور ثبت نام کنیم نیاز به وزنه زدن دارم.دیگه چیزی نیست برات بگم اومدم خونه الان هم سر تخت خودم درازکشیدم دلتنگتم دوست داشتم اینجا بودی برای همینه که سعی میکنم خونه زیاد نباشم اطاقم برام بی تو عین سلوله.دوست دارم یه نخ سیگاربکشم اما بهت قول دادم نمیکشم ضرب دیدگیم با وجود دوش اب گرم اذیت میکنه دوست دارم خیلی زیاد ومیبوسمت دلم هم برات تنگ شده.شب بخیر

 

31 فروردین

به جان خواجه وحق قدیم وعهد درست    که مونس دم صبحم دعای دولت توست

ساعت 10 بیدارشدم دوتا ازآشناها اومده بودند برای عروسی گفتم نمیام نه پولش خوب بود نه جشنش نمیدونم چه اصراری دارن با دعوت ازمن کلاس بذارن درصورتیکه میدونی کارهاییکه میخونم بدردشون نمیخوره!تا بعدازظهراطاقم رو که همش پرازنواره رو جابجا کردم بعد هم با فرزاد رفتیم بازار وبعدهم پارک تا 9پارک روی سن بودمفرشید هم به ما ملحق شد وبعد قدم زنان وسایلی که میخواستیم رو خریدیم.راستش امروز با مادر یه بحث حسابی کردم وقهرم بحرحال یه روز میفهمن که من مثل بقیه نیستم اینو همه میدونن جزخانوادم ول کن وقتی تو 8سالگی رفتم رادیو میدوستم مسیرزندگیم برخلاف همه فامیل چیزدیگریست وآخرش هم شاید مثل هدایت خودمو داربزنم.معذرت قراربود این حرفها رو نزنم ولی باورکن نمیدونم آینده موسیقی این ملک چی میخواد بشه ماها که قاچاقی وبا هزار نکته کارمیکنیم برای تلویزیون یه مسیقی متن ساختم همونم ایراد گرفتند وضع خرابه کاش کمی فضا باز بود.الان یه مقدار وزنه زدم با وسایلی که امروزخریدم برام بصرف تر بود بخرم تا شهریه باشگاه بدم اونم هرماه ولی الان میز پرس ودمبل ها برام قد 4ماه باشگاه هزینه برداشت همش با هم شد28 هزارتومن دتازه 100کیلو هم وزنه گرفتم 5000تومن.میخوام بخوابم یه کم کتاب میخونم بعدش میخوابم  امیدوارم دلتنگی بذاره بخوابم ای کاش امروز بودی وبا مادرکمی حرف میزدی حرف من حالیش نمیشه.میبوسمت

توازنهایت اومدی

پرازصداقت اومدی

من آرزویم باورت مقصدراه اخرت

چی بگم میترسم دهن بازکنم مثل دهه هفتاد 5تا بلاگم فیل بشه

نمیگم

اگرکسی خواست جای گلوله ببینه به عکسهای سرچ شده تو نت درمورد دفاع مقدس رجوع کنه

ایکاش جبرجغرافیایی نبود ایکاش موطن من درهیچ نقشه ای نبود

ایکاش منم میماندم وباد به پرچم میشدم

ای کاش آشغالهایی مثل رضا یزدانی خواننده نمیشدن که حامی عکاسی کنه

ایکاش چاووشی دزد نبود ایکاشهای بسیاری سالهاست ازارمان میدهد بدتراینکه مسببان ما خواستند وکاشتند وبرداشت محصول آفت زده سهم منو توست ازاین دنیای بی اعتمادی

با اجازه میرم شام بخورم جیگر شاید کمی جرات جوانی رو پیدا کنم ایکاش فرزند نداشتم تا میتوانستم همواره ازاد باشم رها رها بدون دغدغه بدون ترسی که همیشه برایم مسخره مینماید

چی گفتم؟

ول کنید جدی نگیرید ایناهمش تقصیر مشتری منه که خودشو به 4 تا فیلم داشت میفروخت

دلگیرم وناراحت زنان روسپی ومردان هرجایی این است مملکت من هرانچه میبینم.

توجه

درضمن برخی از دوستان کپی میکنند بدون اینکه نام نویسنده رو بیارن لطف کنید ذکرکنید چون تمام کارهای انجمن تخصصی شعر پارسی دارای حق کپی رایت وآهنگهای حقیر هم مجوزداره

من نبستم که همه استفاده کنن از راست کلیک قفل کردن واینجور چیزها خوشم نمیاد دوستانی که ادرس فیس بوک منو خواستند بروی چشم به شرطی که برای خواننده های خوب ایرانی مزاحمتی ایجاد نشه چون خیلی بمن غر زدند اینم فیس بوک

tami_hamuon 

tamran hamuon guilka

سلام به همه

میدونید چه حالی میده وقتی میدونی همراه بازدید کننده ها داری بلاگت رو میبینی لطفا نظر بذارید من بدونم چیکاردارم میکنم گل لگد میزنم یا بیهوده کاری مرسی در ضمن آهنگی که تو لینک روز هستش نوشته آقای شفیع زاده حتما گوش بدید با کلیپ ونظر

ممنون که وقت میگذارید برای خواندن بلاگ حقیر.مهتاب هم اگر میخواند با نور خورشید میخواند.

ازدوست گرامی سینا لطف پور

ک رابطه سالم شامل دو نفری است که عاشق باشند و به یکدیگر احترام بگذارند. این مساله زمانی رخ می‌دهد که یک نفر برای خود ارزش و احترام قائل باشد، که متقابلا بتواند برایی شخص دیگر همینطور رفتار کند. شما می‌توانید با داشتن روابط سالم و همیشه رو به بهبود، فکر بازی برای تغییر و حمایت عاطفی از یکدیگر داشته باشید. رابطه‌ای را می‌توان سالم دانست که بتواند سطح کیفیت زندگی، آگاهی، احساس شما را افزایش بدهد.

۱. با یکدیگر ارتباط برقرار کنید. شما اغلب باید درباره احساسات و نظرات خود با یکدیگر صحبت کنید. این تنها به دیگری در رابطه کمک می‌کند تا درباره شما و احساساتتان شناخت پیدا کند، بلکه می‌تواند شما را در شرایطی که احساسات گیج کننده‌ای دارید کمک کند.
۲. یکدیگر را بشنوید (!)، زمانی را در نظر بگیرید که با دیدگاههایی شخص مقابل آشنا شوید. شما باید «مشتاقانه» به صحبتهای طرف مقابل گوش کنید و سوالهای بپرسید که باعث بشود احساس کند که شما در مورد مسائل و مشکلات رابطه احساس مسولیت می‌کنید و مراقبش هستید.
۳. رابطه خود را به صورت دوره‌ای مورد بررسی قرار دهید. نیازی نیست که بیش از حد رابطه خود را نگران کننده حفظ کنید، اما یک معاینه دوره‌ای می‌تواند بسیار کمک کننده باشد. از طرف مقابل خود در این رابطه بپرسید، جویای احوال رابطه شود از وی. همچنین به شما کمک می‌کند تا درباره نظر و احساس شخص مقابل خود درباره رابطه‌تان مطلع شوید.
۴. حل اختلافات در زمان مناسب. ممکن است که شما وسوسه رسیدگی به مشکلات را داشته باشید که در زمان سریعتری انجام شود و این ممکن است بد‌تر کند. با این حال، بهتر است کمی صبر کنید تا شعله‌های خشم در هر دوی شما کمی فروکش کند، که در آن لحظه بتوانید راه حل خوبی برای رفع مشکلتان بیابید.
۵. یک سبک زندگی متعادل را برای خود بسازید. روابط جدید ممکن است برای هر دو نفر بسیار وسوسه برانگیز باشد که تمام زمانشان را با یکدیگر بگذرانند، اما بهتر است که شما یک تعادلی را بین روابط خود با خانواده و دیگر دوستانتان و معشوقه جدید برقرار کنید. اگر زندگی شما نامتوازن شود، ممکن است به زودی مشکلات بیشتری برایتان پیش بیاید و خود را از نحوه مدیریت رابطه سرزنش کنید!
۶. اجازه بدهید رابطه شما به آرامی رشد کنید و تغییر. همه مردم با گذشت زمان تغییر می‌کنند، پس شما هم اگر به احساسات هم آشنا شوید می‌توانید در کنار هم و با کمک یکدیگر تغییر کنید. شما باید با روی گشوده به تغییر نگاه کنید و راههایی را پیدا کنید که در این مسیر به هم کمک کنید.
۷. تفاوتهای یکدیگر را بپذیرید و اجازه دهید رابطه‌تان تقویت شود. تفاوتهای خود را به عنوان یک مشکل نگاه نکنید، بلکه این تفاوت را فرصتی بدانید که به شما کمک می‌کند تا از راحتی که در آن بودید خارج شوید. تفاوت می‌تواند تغییرات مفیدی را در هر دو طرف ایجاد کند و با نگاهی حتی می‌شود گفت که رابطه‌ای که در آن تفاوت وجود دارد می‌تواند کمک بیشتری از منظر تقویت ابعاد شخصیتی بکند.