X
تبلیغات
رایتل

اندک سوادی که دارم

از دوست خوبم گیکو.

چه ها خیلی ناراحتم!... چن روز پیش دختر خالم ک پرستاره ی اتفاق وحشتناک واسش افتاد!... ی پسره ک دیابت داشته یکی دوماهی میرفته پیش این ک انسلین بزنه! .... اینم چون میبینه پسره خیلی مظلومه تحویلش میگیره و باهاش رابطه ی خوبی داره!.... پسره عاشقش میشه و بهش میگه ک دوسش داره!...خلاصه ی مدت دس از سر این برنمیداره و هی میادو میره!... دختر خالمم کلافه میشه و میگه من نامزد دارم!...خلاصه پسره باور نمیکنه ومیگه آدرسشو بده اگه راس میگی!... اینم آدرسو میده ک شرش کم شه!...پسره میره پیش نامزده باهم دعواشون میشه و نامزد دختر خالمو میکشه و فرار میکنه!.... بعد ی مدت پسره میبینه ک پلیسا نمیان سراغشمیره پیش دختر خالم و بهش میگهمیدونستم ک دوسم داری وگرنه ب پلیسا میگفتی ک من نامزدتو کشتم!... اونم میگه آره حالا بشین تا واست انسلین بزنم!... و ب جا انسلین بنزین میریزه تو سرنگ!...و بهش تزریق میکنه!... بعد ب پسرهم میگه ک بنزین ریختم تو بدنت!...و تا چن دیقه دیگه میمیری پسره بلند میشه ک با چاقو بکشش میدوه دنبالش ی چن متری یهوووووووووووو . . . . . . . . بنزینش تموم میشه!...؟ دیوونم خودتی!... پمپ بنزینم نبود اون اطرافا!. عمه ندارم به روحم اعتقاد ندارم دستتون به هیچ جا بند نیست

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.